محمد رضا واليزاده معجزى

307

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

كرده ، حيوان و بار او را عنفا گرفته و برده‌اند . عين الدوله پرسيد : « از راهزنان كسى را مىشناسى ؟ جواب داد : « خير » . دوباره پرسيد : « مىدانى از چه تيره و طايفه‌اى بوده‌اند » شاكى باز هم اظهار بىاطلاعى كرد . عين الدوله پرسيد : « لااقل آن نقطه را كه با سارقين تلاقى كرده‌اى ، بلد نيستى ؟ » شاكى پاسخ داد : « بلى حضرت و الا ، آن نقطه را به خوبى مىشناسم . » عين الدوله به منشى حضور خود دستور داد كه حكمى را با خط خيلى درشت روى چلوار خطاب به اهل آن منطقه با جملاتى قريب به اين مضمون : « كه هرگاه در ظرف 48 ساعت قاطر و كالاى سرقت شده از فلان در همين نقطه به اين چوب بسته نشود ، به شعاع يك فرسخ در يك فرسخ ساكنين اين محل توسط قشون دولتى غارت و مردهاى آباديها محبوس خواهند شد . » بر روى چلوار نوشته و آن را در قاب گرفته روى چوب نصب كرده و در نقطه تلاقى راهزنان و شاكى به زمين كوبيدند . هنوز بيست و چهار ساعت از تاريخ نصب آن لوحه نگذشته بود كه قاطر و محمولات آن را بىكم و زياد آورده ، افسار آن را به همان چوب بسته بودند و كسانى كه مأمور مراجعه به آن محل شده بودند ، آن را يافته نزد عين الدوله بردند و فىالمجلس به صاحبش تحويل داده شد . » اين بود نمونه‌اى از نظم و آرامش لرستان در زمان عين الدوله كه هرگز نظيرش بعد از او ديده نشد . البته اين نكته را نيز فراموش نكرده‌ايم كه نه عين الدوله و نه هيچ‌يك از شاهزادگان و رجال عصر قاجاريه به اصطلاح « گلى بر فرق ملت ايران يا اهل لرستان نزده » و خدمت شايانى از خود به منصه ظهور نرسانيده‌اند . آنها نه در آبادى و عمران مناطق ايران جد و جهدى از خود نشان دادند و نه در پيشرفت فرهنگ و دانش و ايجاد صنايع گامى برداشتند و نه مردم را از خواب غفلت و بدبختى بيدار كردند . در اين سالهاى سياه كه نه شاه به فكر ملت بودند و نه دولت و حكومت ايالات و ولايات در دست عده‌اى از شاه‌زادگان عياش و بىكفايت بود كه غير از چاپيدن مردم و شكار و تفريح كارى نداشتند ، واقعا بايد قدر امثال عين الدوله را شناخت كه بدون اخذ كمك مؤثر از دولت با ابتكار و درايت ذاتى خود بتواند يك منطقه عشايرى را كه روحا مخالف با هرگونه نظم و آرامش مىباشند ، آن‌طور منظم سازد كه يك نفر كاسب بتواند به تنهايى از ميان ايلات و قبايل لرستان عبور كند و كالايش را به مقصد برساند . خوشبختانه هنوز از عهد قاجاريه فاصله زياد پيدا نكرده‌ايم و رفتار امثال نايب حسين كاشى و راهزنان لرستانى و غارتگران تركمانى و صدها نظير آنها را به ياد داريم و صحنه « شرب اليهود »